یکشنبه ۵ دسامبر ۲۰۱۰

من این عکس رو نذاشتم!!!

خیلی برام عجیبه .من این عکس رو در وبلاگم اضافه نکردم .پس از کجا اومده؟؟؟
خدایا حال عموی آقای بن هر چه زودتر خوب بشه...
امروز هم گذشت و ما همچنان منتظر دانشنامه آقای همسر هستیم و خبری نیست.  کم کم دارم حال دلشوره ای بچه ها رو درک می کنم.!!! خدا رو چه دیدی شاید الان دوستم ک.چ. زنگ زد و گفت که حاضر شده...
بعد  من پس فردا میرم کرج بدمش برای ترجمه!!!
پ.ن. : امروز دوستم زنگ زد گفت  دانشنامه رو بهمراه نامه ترجمه برام میاره . خیلی خوشحالم .دوست جون ممنون. خدا جون ممنون.

5 نظرات:

sara گفت...

کدوم عکس مینو جون؟؟؟
ایشالا که زود آماده میشه

sana گفت...

بازم من.... یه رفیق شفیق!
دوست جون کجاشو دیدی؟؟؟!!!! خیلی وضعتون خوبه که به این زودی داره مدارکتون جمع میشه. اگه برات بگم که فقط برای دریافت اصل دانشنامه خودم و آقای همسر چه دردسری کشیدم و پنج ماه دوندگی به معنای واقعی کردم باورت میشه؟ بقیه مدارک بماند....امیدوارم هرچه زودتر شما رو در جدولها زیارت کنیم. موفق باشی عزیزم. منم این روزا سرم خیلی شلوغه تا یه ده پونزده روز دیگه. بعدش خیلی آزاد می شم و می تونم فقط به کانادا مانادا فکر کنم. دعا کن این دوهفته زود بگذره. به آقای همسر سام برسون.سانا

مینو گفت...

@ سلام سانا جون. قربونت که با معرفتی عزیزم.ژانویه داره میاد!!! نگرونم خواهر...
@ سلام سارا جون.فرانسه چطورپیش میره.؟؟ عکس رو حذف کردم چون باعث میشه برای بالا اومدن زمان بیشتری ببره..قبلا گذاشته بودم یک تصور از دریاست امانمیدونم چطوری دوباره پیداش شد!!! یه لحظه ترسیدم وبلاگم حک شده باشه
:o
ممونم که بهم سر زدین دوستان خوبم...

ben گفت...

سلام خانم مینو ..... ممنون که دعا میکنید . لطف کردید .

مینو گفت...

سلام اقای بن ... امیدوارم بزودی خبر سلامتی عموتون رو بخونم.