ما مدارکمون رو با پست TNT فرستادیم و هزینه اش 61.000 تومن شد.و گفتن که سه تا پنج روز طول می کشه تا به مقصد برسه . البته چون ما از شهرستان فرستادیم تاریخی که در سایت دیدم 27 دسامبر ثبت شده بود.قابل توجه آرش عزیز!
رهاجان!انشاالله که مدرک تف برنمی خورید.افکار منفی رو از خودتون دور کنید.ما دوسال طول کشید تا مدارک رو فرستادیم .یعنی بیشتر درحال تحقیق بودیم. و فقط در عرض یکماه سر و ته ارسال مدارک رو هم آوردیم .نگرانی شمارو درک می کنم. اما ناچاریم مسایلی که قدرت تغییرش رو نداریم بپذیریم و با نگرانی چیزی حل نمیشه فقط مقدارزیادی از انرژیمون مفت هدر میره.
ناشناس عزیز! وبتون رو میخونم.موفق باشی. بخند تا دنیا به روت بخنده! قدیمی ها میدونستن هرچی به طبیعت بدیم بهمون بر میگردونه. سانا جون !ما اینیم دیگه ! یک رزومه ای نوشتم داغون!!! لیلا جون برو کلاس یزدان و فرانسه بخون و خدارو شاکر باش که حداقل یکی هست که بشه بهش تکیه کرد !! به اونایی فکر کن که استاد ندارن!!! و ضمنا مجددا از همه شما دوستان تشکر میکنم. خیلی حس خوبیه که احساس کنی چیزی که می نویسی خونده میشه.و تشکر ازآقایان بن عزیز/جواد /امیر .
ما تصمیمون برای مهاجرت جدیه و مصمم هستیم که بریم کانادا و طی یک برنامه ریزی منسجم و دقیق حتی با کروکی جایی که می خواهیم درش اقامت کنیم در هواپیما بنشینیم .نکته سنجی و ریز بینی تا این حد؟؟؟؟!!!!
تا بحال نظرات دلگرم کننده زیادی شنیدم اما همونقدر هم نظرات دلسرد کننده ... که گهگاهی منو به شدت میترسونه. اما با توجه به اینکه می تونیم دو سال مرخصی بدون حقوق بگیریم و با رسیدگی کردن به وامها و اقساط واجاره دادن یا ندادن خونه و تسویه بدهی های سنگین در قالب وام و ... که داستاااان داره!!! شاید دغدغه مون یک کمی کمتره چون هروقت خواستیم میتونیم برگردیم حداقل سر نقطه اولمون .ایران هم که سرعت پیشرفتش اونقدر زیاد نیست که بگیم عقب افتادیم!!! البته من با این رویکرد کلا مخالفم .چون وقتی برم هرگز پشت سرم رو نگاه نمی کنم.این باعث میشه که از تمام توانم استفاده نکنم. اما چون آقای همسر خیلی محافظه کارن چنین رویکردی دارن به مساله.ما هم گفتیم همیشه شعبون یه بارم رمضون!!!!
موقعی که این سه تا امتحان رو پاس کردم قطعا باید برم روی پروژه جدید و در انجامش به کمک همه دوستان نیاز دارم. در وبلاگ از ایران تا کانادا خوندم اقای مهاجر نوشته بودن که "باید به فکر تشکیل یک کامیونیتی در کانادا باشیم" من موافقم اما نظرم اینه که باید این کامیونیتی رو از ایران تشکیل بدیم و حداقل چندتا از پایه هاش رو همین جا بنا کنیم. اصلا تا موقعی که ما در خونه هستیم و دغدغه هامون کمتره راحت تر میتونیم ارتباط برقرار کنیم . بعد از قبولی در مصاحبه باید بجای "وای مدیکالمون چرا نیومد و ...." ارتباطمون رو گسترش بدیم. ببینیم اصلا برنامه مون چیه... چه کار باید بکنیم و... وقتی لیسانس گرفتم بیشتر راجع بهش صحبت کنیم !!! پس این موضوع بمونه برای ماه بهمن ...اون موقع دیگه مدرک دارم !!!!!!!!!! (مزاح بود)
حالا دیگه برم سر درس و مقشم!! برام موج مثبت بفرستین.. همگیتون رو دوست دارم.
4 نظرات:
سلام مینوی نازنینم
من با اجازتون شما رو لینک کردم. اگه دوست نیوشا جون هستی که پس دوست ما هم حساب میشی.
شاد باشی گلم
سلام محبوبه جون.البته همه شما عزیزان دوستان من هستید و باعث افتخارمنه که به من سر میزنید .اما من نیوشای عزیز رو فقط از جدول اندیا جون میشناسم فقط همین قدر..! حالا دیگه با من دوست نیستی..........؟؟؟!!!!
مینوی عزیز ...
مدتیست که وبلاگت رو میخونم ..من هم مثل شما تصمیم به مهاجرت دارم ..اینقدر به برگشتن فکر نکن به راهی که انتخاب کردی ادامه بده به عقب نگاه نکن چون تردیدها تورو از راهت باز میداره ...مطمئن باش زندگی بهتری اونجا در انتظارمونه..منکره سختیهای اونجا نیستم اما زندگی اونجا به سختی کشیدن می ارزه اینو مطمئن باش...راستی من هم رشته تو بودم امیدوارم امتحاناتت همگی پاش بشه..
سلام مینا جون. باعث افتخارمنه که وقت میذاری و نوشته هتام رو میخونی.شما هم مدیریت بازرگانی خوندین؟ چه خوب... کی میخواین اقدام کنین.کبک یا فدرال. از خودتون بیشتر برامون بنویسین.از اشناییتون خوشحالم و با ایده تون موافق.
ارسال يک نظر