امروز همه وقتم رو در اینترنت و با سرو کله زدن با وبلاگم گذروندم . میخواستم به چیزی فکر نکنم. نه به پرونده ..نه به کانادا... نه به زبان فرانسه ...و نه به هیچ چیز دیگه ای . هرچقدر هم سعی کردم این کره زمین خوشگلم رو به حاشیه وبلاگ اضافه کنم نشد که نشد. خیلی برام سخته که فکر کنم شاید مهاجرت نکنیم و همین جا بمونیم. این همه هزینه. آقای همسر معتقده که باید یکسال مرخصی بدون حقوق بگیریم و بریم تا اگه پشیمون شدیم یا نتونستیم با شرایط خودمون رو وفق بدیم و یا شغل مناسب پیدا کنیم یک راه برگشتی برامون باشه. حالا که قضیه جدی شده بیشتر به جوانبش فکر می کنم. به فرش قرمزی که در کار نیست . به زندگی که باید از نو ساخت. از کار کردن نمی ترسم . می ترسم کار نکنم!!!
2 نظرات:
یک سال برای ساختن یک زندگی جدید اونم از صفر فکر کنم یکم کم باشه.
ولی همچی بستگی بخودتون داره.هرچقدر تلاش کنید ،به همون اندازه اینجا پیشرفت میکنید.فقط اولش سخته.همچی زود درست میشه.
سلام ساراجون.خوشحالم که بهم سرمیزنی .
راست میگی...باید صبور باشم.
ارسال يک نظر